عباس قديانى

130

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

المقفع : - ابن المقفع المقنع عطا يا هشام يا هاشم كه مقنع لقب داده‌اند از كسانى بود كه پس از قتل ابو مسلم خراسانى به دعوى برخاست . وى از مردم قريهء كاوه كيمردان از قراى مرو بود كه خود را جانشين ابو مسلم مىدانست . وى در دوران خلافت منصور دوانقى در مرو دعوى پيامبرى كرد ( 149 - 150 ه . ) . سپس به دستور منصور دستگير و در بغداد زندانى شد . اما چندى بعد از بند گريخت و گروه انبوهى را پيرامون خويش گرد آورده كوس خدايى زد . پيروان المقنع به سبب پوشيدن جامهء سپيد به سپيد جامگان و مبيضه يا مقنعيه ناميده مىشدند . شهرت المقنع بيشتر براى سه چيز است : يكى نقاب زرينى كه به روايات ديگر از پرند سبز بوده و مدام بر چهره داشت تا به گفتهء خود وى پيروانش از نور خيره كننده و لمعان تحمل ناپذير سيمايش در زحمت نباشند . يا به قولى براى اينكه كراهت منظر و شكل بىقوارهء او را نبيند ؛ دوم ماهى كه به امر وى به دروغ همه شب از چاه نخشب طلوع مىكرد و به همين جهت ايرانيان به او لقب ماه سازنده داده‌اند ؛ سوم خودكشى وى و اصحابش و ظاهرا با اين عمل نه تنها مىخواست به دست دشمنان خود نيفتد بلكه قصدش اين بود كه طرفدارانش تصور كنند غيبت كرده و با ديگر برخواهد گشت و به همين منظور كوشش كرد جسد خودش و همچنين اجساد اصحابش نابود شوند . وى با زنان و اصحاب برگزيده‌اش به داخل حوض اسيد رفته و بسوختند و به‌نحوى كه چون سپاه دشمن وارد قلعه شد قلعه را خالى يافت و اين يكى از مسائلى بود كه باقيماندهء پيروانش را دچار گمراهى و اغفال نمود . الموت قلعه - الموت از دو واژه « إله » به معنى عقاب و « اموت » به معنى آموزش از مصدر آموختن است كه بر روى هم عبارتند از عقاب‌آموز ؛ حمد الله مستوفى نوشته است : « آن قلعه را در اول إله آموت گفته‌اند به معنى آشيانه عقاب كه بچگان را بر او آموزش كردى به مرور الموت شد . قديمترين تاريخ مربوط به بناى دژ الموت در كتاب نزهة القلوب حمد الله مستوفى به سال 246 ه . ذكر شده است . اين قلعه جايگاه حسن صباح و طرفدارانش بود كه در نزديكى رودبار قزوين كه حسن صباح از زمان ورودش به قلعه تا سى و پنج سال بعد هرگز از آن قلعه به زير نيامد و در اين قلعه بود كه اساس دولت اسماعيليه نزاريه در ايران گذاشته شد و پايتخت و مركز حكومت حسن صباح گرديد . امراى الموت ( تواريخ براساس هجرى قمرى است ) 1 - حسن بن صباح . ( رجب 483 ه . ق . ) 2 - كيابزرگ اميد الرودبارى ( 518 ه . ق . ) 3 - محمد بن بزرگ اميد . ( 532 ه . ق . ) 4 - حسن ( دوم ) كورگيا بن محمد . ( 557 ه . ق . ) 5 - نور الدين خداوند محمد بن حسن . ( 561 ه . ق . ) 6 - جلال الدين حسن بن محمد . ( 607 ه . ق . ) 7 - علاء الدين حسن بن محمد . ( 607 ه . ق . ) 8 - ركن الدين خورشاه . ( 653 ه . ق . ) المهدى از خلفاى عباسى كه پس از منصور پسرش محمد المهدى ( 158 - 169 ه . ) به خلافت نشست .